لقب این تیم «روسونری» (قرمز و سیاه) و نام ورزشگاه آن سن سیرو است.
لباس اول تیم بلوز راه راه مشکی و قرمز همراه با شورت مشکی (یا در بعضی اوقات سفید)، لباس دوم بلوز و شورت سفید و لباس سوم بلوز و شورت مشکی است.
این باشگاه در ۱۶ دسامبر سال ۱۸۸۹ با نام «باشگاه کریکت میلان» به وسیلهٔ «آلفرد ادواردز» و «هربرت کیلپین» انگلیسی دایر شد و به دلیل انگلیسی بودن مؤسسان، اسم باشگاه به جای میلانو (تلفظ ایتالیایی) میلان نام گرفت.
مالک کنونی باشگاه سیلویو برلوسکونی و سرمربی کنونی آن ماسیمیلیانو آلگری است.
کاپیتان پائولو مالدینی یکی از محبوبترین و معروفترین بازیکنان سه دههٔ اخیر میلان فرزند چزاره مالدینی (بازیکن سابق همین تیم) میباشد. وی در پایان فصل ۰۹-۲۰۰۸ پس از ۲۴ سال حضور افتخارآمیز در این تیم از فوتبال خداحافظی کرد.
اطلاعات کلی باشگاه
- نام کامل: Associazione Calcio Milan
- تاریخ تأسیس: ۱۶ دسامبر ۱۸۹۹
- مؤسسان: آلفرد ادواردز و هربرت کیلپین
- ورزشگاه: سن سیرو
- کمپ تمرین: میلانِلو
- مالک: سیلویو برلوسکونی
- مدیر: سیلویو برلوسکونی
- نائب رئیس: آدریانو گالیانی
- سر مربی: ((ماکسیمیلیانو آلگری))
- کمک مربیان: مائورو تاسوتی و فیلیپو گالی
- مدیر فنی:
- مدیر ورزشی: آریدو پرایدا
- اسپانسر اصلی: Fly Emirates
- اسپانسر ورزشی: adidas
- اولین قهرمانی در ایتالیا: ۱۹۰۱
- قهرمانی در سری آ: ۱۷ دوره (دومین)
- قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا: ۷ دوره (دومین)
ادامه مطلب...

آندرهآ پیرلو (زاده ۱۹ مه ۱۹۷۹در برشا) هافبک طراح تیم ملی فوتبال ایتالیا با شماره ۲۱ و باشگاه آث میلان م
افتخارات المپیک : مدال برنز فوتبال مردان - المپیک ۲۰۰۴ آتن
در مورد فوتبال:
پیرلو در سالهای ۱۹۹۸-۱۹۹۴ و سال ۲۰۰۱ (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای ۱۹۹۹-۱۹۹۸ وسال ۲۰۰۰ برای تیم اینتر بازی کردهاست . وی همچنین در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی میکرد و از سال ۲۰۰۱ به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ میزند.
او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاههای اروپا شد.
او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو ۲۰۰۴ و در المپیک تابستانی سال ۲۰۰۰ بازی کرد و به همراه این تیم در سال ۲۰۰۰ موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت .
هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبکهای حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار میرود .
او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن میتوان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد تواناییهای او در ضمینههای مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند . پیرلو همچنین متخصص توپهای مرده نامیده میشود . او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها میباشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانستهاست با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تأسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زدهاند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانستهاند با این رکورد تساوی کنند(دیمیتری آلبرتینی ۳بار و فرانک ریکارد ۱ بار).
تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشتهاست. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که میتوانند در میلان در پست او بازی کنند (گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی میکند .
پیرلو در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان یکی از مهرههای اصلی این تیم به شمار میرود.
دورنمای خانوادگی
آندره آ پیرلو متولد یک خانوادهٔ ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن میباشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی میکردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمیکردند.پیرلو دارای یک برادر میباشد که ۳ سال از او بزرگتر است وی همچنین خواهری دارد که ۱۰ سال از او جوانتر است .
اطلاعات دیگر
نامهای مستعار: Campanellino،Trilly،Metronomo
خانواده: یک برادر به نام ایوان که از او سه سال بزرگتر است. و یک خواهر که از او ده سال جوانتر است.همسری به نام دبروآ و پسری به نام نیکولاودختری به نام آنجلا دارد
نخستین بازی برای تیم ملی ایتالیا : بازی مقابل آذربایجانیباشد.
شادمهر عقیلی (زادهٔ ۷ بهمن ۱۳۵۱، تهران) از خوانندگان جوانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران کار خود را آغاز کرد. وی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد.

از کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلن را بهعنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست میداشت. سازهای تخصصی وی پیانو، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد. او فارغالتحصیل از هنرستان موسیقی است.
از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به کار شد ولی کارهای او برای کسب مجوز مشکل داشتند. بهعنوان اولین کار «معبود» و سپس «قسمت» را اجرا کرد و بعد از آن آلبوم بهار من اولین کاست او بود. بهار من کاست بدون کلامی شامل ترانههای قدیمی مانند «گل گندم» و «بهار من»، «جان مریم» و... بود که شادمهر نوازندگی پیانو، گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت. او در آلبومی به نام فصل آشنایی که کارهای دیگر خوانندگان پاپ آن روزگاران در ایران، هم در آن جای داشت سه آهنگ به نامهای «باغ زندگی» به همراهی علیرضا عصار «معبود» و «قسمت» را ارائه کرد. سپس در آلبومی به نام «نازنین» باز هم به همراهی دیگر خوانندگان، دو آهنگ «قفس» و «تو بی نهایت شب» را ارائه کرد.
بعد از آن کاست مسافر توسط شرکت فرهنگی هنری «پیغام سحر» به بازار آمد که با استقبال روبرو شد. دهاتی آلبوم بعدی عقیلی بود که توسط شرکت فرهنگی هنری «فارس نوا» منتشر شد.دو آلبوم وی در واقع پرفروشترین کاستهای تاریخ موسیقی ایران بشمار میروند. شرکت پخش کننده آلبوم دهاتی برای گرفتن مجوز با موانعی از سوی وزارت ارشاد روبرو شد به طوری که شادمهر بارها مجبور شد ترانههای این کار را بازخوانی و اصلاح کند. با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او بیشتر شد.
او در دو فیلم سینمایی پر پرواز در سال ۱۳۷۹ به کارگردانی خسرو معصومی و بازی هنرمندانی چون زیبا بروفه، مرجان شیرمحمدی، داوود ناقور، شهلا ناظریان و... و شب برهنه به کارگردانی سهید سهیلی و بازی علی قربانزاده و اکرم محمودی و... بازی کرد و تواناییهایش را در عرصه بازیگری آزمود. بازی در این فیلمها باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد. گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی آدم و حوا دو سال ادامه پیدا کرد و شادمهر که عرصه را برای کار تنگ میدید به کانادا مهاجرت کرد و در آنجا فعالیتهایش را ادامه داد.وی از اولین خوانندگان آهنگ پاپ در ایران بود.
خارج از ایران
او بعد از مدتی موفق شد با کمپانی "نوامیدیاً قرداد امضا کند. هنوز چند وقتی تا انتشار اولین آلبوم او در خارج از کشور باقی مانده بود که ناگهان این آلبوم با کیفیت پایین در بازار ایران پخش شد. بعضی از آهنگهایی که او اصلاً قصد انتشار آنها را نداشت در این آلبوم منتشر شده بود. بعد از یک ماه از این ماجرا آلبوم او به طور رسمی و با نام خیالی نیست پخش شد که شامل قطعات زیر بود:
- خیالی نیست
- باور
- فال قهوه
- ژینا
- میخوام برم
- چشمهای عاشق
- باور(با اجرای درام)
بعد از منتشر شدن این آلبوم و به دلیل وجود نداشتن سه آهنگ: باور، میخوام برم، فال قهوه در آلبومی که یک ماه قبل در ایران پخش شده بود بار دیگر آلبوم او این بار با این سه آهنگ جدید و با نام فال قهوه در ایران به فروش میرسید! آلبوم بعدی او آدم فروش بود. آلبوم سوم او در خارج از کشور "پاپ کرن" نام داشت که در اسفند ۱۳۸۴ پخش شد.
هفت تک آهنگ شادمهر با نامهای «سبب»، «رسیدی»، «مشکوک»، «بغض»، «بیا»، «تن تو» و «یه کاری کن» تحت عنوان آلبوم غیر رسمی با نام "سبب" در ایران منتشر شد که بعدها چهار آهنگ «سبب»، «رسیدی»، «مشکوک» و «یه کاری کن» همراه با سه آهنگ دیگر «خیال»، «شیلا» و «ترس» به طور رسمی در آلبوم "تقدیر" از سوی کمپانی "سنتوری رکوردز" عرضه شد.
سورنا ی آریایی
بر پایه گفتهٔ پلوتارک «سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی ایرانی دوران خود بود.»
سورنا سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم، ارد اول (قرن اول ق م.) وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبهٔ اول را داشت و بسبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را بکمر بندد. سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. وی در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت، بااین وجود به احتیاط و خردمندی شهره بود و بر اثر این صفات کراسوس سردار رومی را مغلوب کرد، چه نخست جسارت و تکبر کراسوس و یأسی که بر اثر بدبختیها سورنا را دست داده بود، به آسانی ویرا در دامهایی افکند که سورنا برایش گسترده بود. با وجود این ارد بجای اینکه سورنا را پاداش نیک دهد، بر او رشک برد و نابودش کرد.
سورنا (سورن پهلو) یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و روم یها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر میبست. به دليل محبوبيت سردار سپهبد سورنا نزد ايرانيان ، خياباني به نام ايشان در تهران وجود دارد.
وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. (نمونه دیگر این واژه در کلمه اردیسور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفتهاست). از دیگر نامآوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد.
ژول سزار (Julius)، پومیه (Pompee) و کراسوس (crassus) سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، بهطور مشترک اداره میکردند. آنها در سوم اکتبر سال ۵۶ پیش از میلاد در نشست لوکا (Luca) تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی شام(سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی برایران، دستیابی به گنجینههای ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر میپروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهمکوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
کراسوس (رییس دورهای شورا) با سپاهی مرکب از۴۲ هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشک۱۳) پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومیها کرد. نبرد میان دو کشور در سال ۵۳ پیش از میلاد در جلگههای میانرودان و در نزدیکی شهر حران یا کاره (carrhae) روی داد. در جنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند. کراسوس و پسرش فابیوس Fabius (پوبلیوس) دراین جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند.
روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگوگریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زرهپوشان اسبسوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل میکرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات میرساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت میپرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب میشد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده میکرد و مانند ما خود را سنگین نمیکرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید میجنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار میرود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پیدرپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.
همانگونه که دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را درشرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود درخاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام درسپاه خود توجه بیشتری بنمایند.
بد نیست یادآوری شود که سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. سورنا در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت .
اما شوربختانه سورنا هیچ بهرهای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت.
البته تاریخ یکبار دیگر در زمان پادشاهی شاهصفی صفوی تکرار شد و امامقلیخان ارتشبد ایران در زمان شاه عباس کبیر، دریاسالار آبهای نیلگون خلیج فارس، فاتح جنگهای ایران و پرتغال، آزادکننده بحرین و قشم ناجوانمردانه همراه با فرزندانش بهدست پادشاه خونریز شهید شد. شاهصفی (۵۲ – ۱۰۳۸ خورشیدی) پادشاهی متعصب و ستمگر بود. وی دست به کشتار ۱۲۰۰۰ تن در قزوین زد؛ شاهزادگان و خاندان سلطنتی را کشت یا کور نمود؛ دستور قتل فرماندهان ارتش را صادر کرد؛ بخشهای گستردهای از ایران از دست داد و تنها شاهی بود که سخنگفتن به زبان فارسی را با خشونت در دربار ایران ممنوع ساخت و ترکی را جایگزین آن ساخت. سرانجام او نیز مرگ در اثر زیادهروی در مصرف تریاک بود. .
در جنگ
سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم اُرد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان(نبرد حران) فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس، پسرش و بیشتر سربازانش نابود شدند که این، بزرگترین شکست رومیها از ایرانیان در طول تاریخ بودهاست.
کراسوس که قصد داشت به تقلیداز اسکندر، ایران و هند را فتح کند، از سورنا، سردار ایرانی، شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند.
بمباران اتمی هیرو شیما و ناکازاکی
بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی دو عملیات اتممباران اتمی هیرو شیما و ناکازاکیی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد که باعث کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل میدادند. بیش از نیمی از قربانیان بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند
بمباران هستهای هیروشیما و ناکازاکی تا به امروز تنها موارد استفادهٔ جنگی از سلاح هستهای در جهان است.
پس از این دو بمباران، دولت ژاپن تسلیم شد.
عملیات اول: بمباران هیروشیما
عملیات اول در تاریخ دوشنبه، ساعت ۸:۱۵ صبح روز ۶ اوت ۱۹۴۵ به وقت محلی در شهر هیروشیما انجام گرفت.
بمب اتمی اول به نام پسرک (به انگلیسی: Little Boy) توسط یک هواپیمای بمب افکن به نام انولا گی (به انگلیسی: Enola Gay) بر روی هیروشیما انداخته شد. برای تاثیر تخریبی بیشتر، بمب به نحوی تنظیم شده بود که ۵۷۶ متر بالای سطح زمین منفجر شود. انرژی تولید شده توسط این بمب برابر بود با انرژی حاصل از ۱۵ کیلوتن تیانتی.فعل و انفعالات اتمی در مرکز این بمب باعث گرمائی حدود چندین میلیون درجه سانتیگراد شد. این گرمای عظیم هر چیزی را تا شعاع یک و نیم کیلومتری مرکز اصابت بمب بطور کلی ذوب نمود. مردمی که از دور دست انفجار «پسرک» را در آسمان هیروشیما مشاهده کردند میگفتند که خورشید دیگری را در آسمان دیدهاند.
دو سوم ساختمانهای هیروشیما از جمله کارخانههای فولادسازی و صنعتی چون میتسوبیشی در اثر این بمباران نابود شدند. تنها چیزی که از شهر باقی ماند ساختمان تالار ترویج صنعتی استانی هیروشیما بود که انفجار، بالای گنبد این بنا رخ میدهد و به خاطر قرار گرفتن در کانون مرکزی انفجار، کاملاً ویران نشد
عملیات دوم: بمباران ناکازاکی
دو روز پس از بمباران هیروشیما و بر خلاف انتظار و میل آمریکا، دولت شوروی به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد و نیروهای ارتش سرخ شوروی به مواضع ژاپن در منچوری یورش بردند. ورود شوروی به جبهه جنگ اقیانوس آرام باعث شد که دولت آمریکا مصمم شود هرچه سریعتر جنگ را به نفع خود و بدون مشارکت شوروی خاتمه دهد. در این راستا استفاده بیشتر از سلاح هستهای سادهترین راه فشار بر ژاپن بود، و نیروهای مسلح آمریکا برای استفاده مجدد از بمب هستهای نیازی به مجوز جدید دولت نداشتند؛ زیرا مجوزی که ترومن برای حمله اتمی صادر کرده بود اجازه استفاده از بمبهای جدید را میداد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی نیروی هوایی آمریکا، بازهٔ زمانی مساعد برای حمله دوم به ژاپن سه روز پس از حمله اول پدیدار میشد، و باید از این بازه حداکثر استفاده به عمل میآمد. هدف بعدی برای بمباران هستهای، شهر کوکورا بود که صنایع گسترده نظامی و اسلحهسازی در آن وجود داشت. در ابتدای ماموریت بر اساس گزارش هواشناسی، دید مناسبی برای هدفگیری بر فراز کوکورا وجود داشت. اما وقتی هواپیمای بمبافکن به حدود منطقه مورد نظر رسید، تمام آسمان شهر با دود و غبار پوشیده شده بود و امکان پیدا کردن هدف را از میان برده بود. علاوه بر دید کم، پدافند هوایی و ظاهر شدن هواپیماهای شکاری ژاپن مساله را کمی بغرنج کرده بود. پس از صرف نظر از بمباران منطقه کوکورا، بمبافکن آمریکایی فقط سوخت کافی برای بازگشت به پایگاه هوایی در اوکیناوا داشت. فرمانده عملیات تصمیم گرفت که بجای رها کردن بمب اتمی در دریا و یا بازگرداندن آن به پایگاه، بهتر است آن را بر روی ناکازاکی بیاندازند که در مسیر بازگشت بمبافکن به پایگاه هوایی در اوکیناوا قرار داشت و یکی از اهداف کماهمیتتر آمریکا در ژاپن محسوب میشد.
بدین ترتیب در تاریخ پنجشنبه ۹ اوت ۱۹۴۵ میلادی، بمب دیگری به نام «مرد چاق» (به انگلیسی: Fat Man) بر روی شهر ناکازاکی انداخته شد.
ادامه مطلب...
ژنتیک
ژنتیک بخشی از دانش زیستشناسی است که به وراثت و تفاوتهای جانداران میپردازد.
اطلاعات اولیه علم ژنتیک یکی از شاخههای علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم میتوانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسمهاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت میکند.
تاریخچه ژنتیک علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمیترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیدهاند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عدهای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجهای نرسیدند.
اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.
در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشتهای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها میپرداخت ، ادغام شدند و رشتهای به نام مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشتههای مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحتالشعاع خود قرار دهد.
تقسیم بندی علم ژنتیک ژنتیک را میتوان به سه گروه تقسیم بندی کرد.
ژنتیک پایه ژنتیک پزشکی و انسانی ژنتیک مولکولی موضوعات مورد بحث در ژنتیک پایه
ادامه مطلب...
در خدمت یکی از سینمادانان عزیز و همشهری هستیم که متاسفانه تمایلی به افشای نامش ندارد .
من ادامه ی مطلب را به ایشون اختصاص می دهم بفرمایید.
خوب فیلم درباره ی الی واقعا بررسی معضلات اجتماعی نه تنها طبقه ی متوسط است بلکه تمامی طبقات اجتماعی و اقتصادی جامعه در گیر آن است.مثلا دروغ گویی که خوراک روزمره ی ما و دوستان ما شده و هر روز صدها و صدها دروغ رد و بدل می شود و حتی کسی مثله سپیده <خانم فراهانی> وقتی می خواهد دروغ نگوید او رابا مسئله ای به نام صلاح جمعی روبرو می کنند و به همین راحتی احساسات یک فرد را زیر پا گذاشنه و مجبورش می کنند که او هم دروغ بگوید.جامعه نیز همین طور است عده ای دروغ را رایج می کنند و بقیه نیز ناچار به تکرار دروغ ها می شوند .
ادامه ی این مصاحبه ی جذاب را بعدا بخوانید .
مثلث برمودا
مثلث برمودا منطقهای است در شمالغربی اقیانوس اطلس، که ادعا میشود تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی ناپدید شدهاند.

موقعیت جغرافیایی
مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشتهاست. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجهاست، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: «یک خط از فلوریدا تا برمودا، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد.»
مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی، در منطقه مثلث، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی، عدم روئیت خشکی، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته، لکه روغن، آثاری از اجسام شناور، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبودهاست. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.

منطقه ی وحشت
همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شدهاست. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشدهاست.
صرع
بیماری صرع (به انگلیسی: epilepsy) اختلال مزمن و طغیان عمل مغزی است که به علت تخلیه الکتریکی نامتعارف و متناوب نورونهای مغز ایجاد میشودو علائم آن حملات ناگهانی و موقت بیهوشی و تشنج متناوب با فواصل سلامت ظاهری است.
گاه علت صرع وجود یک اختلال ساختمانی در مغز مانند تومور است اما در اغلب موارد هیچ علت خاصی یافت نمیشود. در برخی از کودکان مبتلا، حملات تشنج به دنبال یک محرک حسی مثل نورهای شدید بروز میکنند و گاه هیچ عامل شروع کنندهای وجود ندارد.از علل شناخته شده صرع تومورهای مغزی ، بیماریهایی که بر رگهای خونی مغز اثر میگذارند و انواع سموم میباشد. به غیر از صرع علل متعدد دیگری نیز برای تشنج وجود دارد که یکی از آنها تب بالاست (تشنج ناشی از تب).
انواع صرع
انواع مختلفی از تشنج های صرعی تاکنون تعریف شده است. در بچهها تشنج های تونیک – کلونیک شایعتر است، بیشتر از سه چهارم کودکان مبتلا به صرع ، از این نوع تشنج رنج میبرند، صرع کوچک یا ابسانس دومین نوع شایع صرع در کودکان است. صرع موضعی یا صرع حرکتی و صرع نسبی یا پارشیال خوشخیم از دیگر انواع صرع هستند.
صرع بزرگ یا تشنج تونیک – کلونیک شایعترین نوع صرع ، صرع اصلی (Grand mal) است. این صرع هنگامی رخ میدهد که مناطق حرکتی مغز دچار عارضه شده است و اسپاسمهای شدید و بیهوشی را دربردارد. در اغلب موارد صرع اصلی ، قبل از آغاز حمله و غش به بیمار یک حالت درونی دست میدهد که این اخطار خوانده میشود. این حالت در لاتین Aura نامیده میشود و میتواند به صورت روانی یا جسمی باشد. مثل شنیدن صدایی (جسمی) و یا احساس خوشبختی یا بدبختی (روانی). بیمار ممکن است بوی مشخصی را حس کند و یا گمان کند که نور درخشندهای میتابد. بعد از چند لحظه بیمار بیهوش میافتد که این مرحله کوتاه، تونیک است که تمام ماهیچهها متشنج و منقبض میشوند، تنفس بیمار قطع میشود و رنگش نیز ممکن است کبود شود. مرحله بعدی کلونیک است که اندامها تکانهای مختصری میخورند. در خلال این مدت بیمار ممکن است زبانش را گاز بگیرد.
مراحل علائم تشنج تونیک – کلونیک به ترتیب زیر است:
-
تحریک پذیری یا رفتارهای غیرعادی به مدت چند دقیقه پیش از بروز تشنج (Aura).
-
اسپاسم و انقباض عضلات که ۳۰ ثانیه طول میکشد و بیمار در طی آن بیهوش شده و به زمین میافتد و تنفس نامنظم میشود.
-
حرکات پرشی اندامها یا صورت که میتواند از ۲۰ ثانیه تا چند ساعت طول بکشد. در این مرحله ممکن است بیمار زبانش را گاز بگیرد و کنترل مثانه یا روده را از دست بدهد.
-
پس از آنکه تشنج متوقف شد، ممکن است بیمار تا چند دقیقه و به ندرت تا ده دقیقه بیهوش باقی بماند.
-
بعد از بازگشت هوشیاری کودک معمولاً گیج است و سردرد دارد و ممکن است به خواب رود .
صرع کوچک یا تشنج ابسانس
صرع کوچک (Petit mal) ، که در آن مناطق حسی دستگاه عصبی مرکزی دچار آسیب میشود. در بین بچهها شایع است که معمولاً تشنج آنی است و یک لحظه به طول میانجامد. کودک بازی را متوقف کرده و ساکت میایستد در حالی که یک حالت سستی و بیحالی در صورتش دیده میشود. پس صرع کوچک عبارتست از زایل شدن شعور برای مدتی کوتاه ، بدون اینکه در بیمار تشنج یا زمین خوردگی و یا Aura دیده شود. این نوع صرع یکی از شایعترین صرعها نزد کودکان و دانش آموزان است . رنگ پریده ، چشمانش به یک نقطه خیره شده و از اطراف خود بیخبر است. مدت آن حتی امکان دارد بسیار کوتاه بوده و قابل رویت نباشد. شروع آن از سه تا سیزده سالگی است که اگر درمان اصولی شود برای همیشه از بین میرود و در غیر اینصورت در سنین بالاتر به صرع بزرگ تبدیل خواهد شد.
از علل این نوع صرع ، تومورها ، حوادث ، تصادف ، ضربههای مغزی و ... را میتوان بیان کرد. از نشانههای بارز صرع کوچک که میتوان در کلاس درس مشاهده کرد، نحوه نوشتن املا دانشآموزان است که ممکن است در حین حمله ، دو یا سه خط از املا را جا بیندازند. پس از حمله علاوه بر رنگ پریدگی ، سستی و بی حالی ، احساس خواب به کودک دست خواهد داد.
پس در طی این نوع حمله تشنجی ، کودک برای ۱۰ تا ۱۵ ثانیه هوشیاری خود را از دست میدهد و به فضا خیره میشود و فعالیتهای معمول وی متوقف میشود اما به زمین نمیافتد. و پس از بازگشت هوشیاری ، کودک چیزی از حمله خود به یاد نمیآورد.صرع موضعی
هوشیاری بیمار در این نوع صرع مختل نمیشود و تظاهرات صرعی به صورت حرکتی ظاهر میشود. ابتد از یک نقطه شروع شده و به تدریج سایر قسمتهای بدن را فرا میگیرد. به این نوع صرع ، صرع جانسونی نیز میگویند. البته نوع دیگر صرع موضعی حرکتی بدون انتشار است که تشنج فقط در یک عضو ظاهر شده و در همان جا باقی میماند. مدت حمله حدود یک تا دو دقیقه است ولی ممکن است در بعضی از افراد مدتها طول بکشد. نوع دیگر صرع فرمی از اپیلپسی است که کمتر شایع است ، صرع نسبی یا پارشیال خوشخیم که سبب حرکات پرشی در یک سمت از صورت یا یک اندام میشود. همچنین هوشیاری نیز ممکن است مختل شود. در اغلب موارد کودک مبتلا به یک نوع صرع است ، با این حال برخی کودکان مبتلا به انواع پیچیدهتر اپیلپسی هستند که ترکیبی از دو یا چند نوع مختلف است.

زندگی
در خصوص سال دقیق ولادت او بین مورخین و حافظشناسان اختلاف نظر وجود دارد. دکتر ذبیح الله صفا ولادت او را در ۷۲۷ (تاریخ ادبیات ایران) و دکتر قاسم غنی آن را در ۷۱۷ (تاریخ عصر حافظ) میدانند. برخی دیگر از محققین همانند علامه دهخدا بر اساس قطعه ای از حافظ ولادت او را قبل از این سالها و حدود ۷۱۰ هجری قمری تخمین میزنند (لغتنامه دهخدا، مدخل حافظ). آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری قمری و بعد از ۷۱۰ واقع شده و به گمان غالب بین ۷۲۰ تا ۷۲۹ روی دادهاست.
سال وفات او به نظر اغلب مورخین و ادیبان ۷۹۲ هجری قمری است. (از جمله در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی (متولد ۷۷۷ ه.ق.) که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تالیف جامی (متولد ۸۱۷ ه.ق.) صراحتاً این تاریخ به عنوان سال وفات خواجه قید شدهاست). مولد او شیراز بوده و در همان شهر نیز وفات یافته است.
نزدیک به یک قرن پیش از تولّد او (یعنی در سال ۶۳۸ هق - ۱۲۴۰ م) محیالدّین عربی دیده از جهان فروپوشیده بود، و ۵۰ سال قبل ازآن (یعنی در سال ۶۷۲ هق - ۱۲۷۳ م) مولانا جلالالدّین محمد بلخی (رومی) درگذشته بود.
درباره زندگی حافظ هیچ اطلاعات دقیقی در دست نیست. حتی به مقدار یک خط منبعی که هم عصر او باشد و خاطره ای از حافظ نقل کرده باشد وجود ندارد . اولین شرح حال های مکتوب در مورد حافظ مربوط به بیش از 100 سال بعد از وفات او است . تمام شرح حال هایی که در حال حاضر در مورد حافظ نوشته می شود بر اساس برداشت شخصی نویسنده از اشعار او و بعضی نشانه های تاریخیست که مستقیم ربطی به حافظ ندارد (مثل شرح حال شاهان هم عصر حافظ و احوالات عمومی شیراز در آن دوران )

